حح   

DAM SAFETY IN 1996

FROM ENGINEER'S DUTY TO RISK MANAGEMENT

 

 

 

INTRODUCTION

 

·      ·      Purpose of Dams


·      ·      Accidents


·      ·      Responsibilities of Engineer

ادامه مطلب
سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۸ - رهدوست

       

اخهاهخك

ادامه مطلب
شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦ - رهدوست

   کوه همچو ميخ   

"به نام خدا"

سلام دوستان،

ايندفعه مي خوام كمي دربارۀ آفرينش كوهها باهاتون صحبت كنم.

راستشو بخوايد موضوع از جايي شروع شد كه توي قرآن به آيۀ زير برخورد كردم:

و[آيا] كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم؟] (سورۀ نبا، آيۀ 7)

رفتم توي فكر كه چرا خدا كوهها را توي زمين به ميخ تشبيه كرده و براي همين چرخي توي منابع ديگه زدم و توي نهج البلاغه به مطلب جالب و مشابه زير برخوردم:

...و خرسنگهاى زمين را آفريد و بلنديها وپشته‏هاى آن، و كوههاى بزرگ و گران.  پس در جايهايى كه بايستشان بايستانيد، و در قرارگاههاشان ملزم گردانيد. پس سر آن كوهها به هوا بر شد، و بن آنها به آب در شد. پس كوهها را از دشتهاى هموار بيرون آورد و پايه‏هاى آن را در جاى جاى از زمين كه بايد فرو كرد، و ستيغهاى آن را بالا برد و بلنديهاى آن را دراز گرداند، و براى زمينشان چون تكيه گاهى بپرداخت، وچون ميخشان در آن استوار ساخت. پس زمين با جنبشى كه او راست آرام گرديد تا نتواند ساكنانش را بلرزاند يا آنچه در پشت دارد بريزاند، يا جاى خود را بگرداند. پس پاك است خدايى كه آن را نگاهداشت. (خطبۀ 211)

 

 

به اين فكر مي كردم كه چه جوري ميشه شكل كوه مثل ميخ توي زمين باشه؟! يه دفعه چيزي به ذهنم خطور كرد. آره كوه شبيه ميخيه كه نوكش تو هوا و سر تختش توي زمينه!!! اشكال من همين بود كه دنبال شكلي از ميخ كه از نوك توي زمين فرو رفته باشه بودم.

خب حالا اگه جهت ميخ اينجوري باشه خدا زمينو از توش، به آسمون (يا فضاي بيروني) ميخ كرده!!!

اگر به سخنان حضرت علي (ع) در بالا هم دقت كنيد به سكون دادن زمين با ميخ نمودن كوهها اشاره شده است.  

 البته تو جاهاي ديگه قرآن هم با استفاده از كلمۀ "رواسي" به قرار دادن كوهها مثل لنگر (براي ثبات زمين) اشاره شده كه معاني اونا رو براتون آوردم:

1-[آيا شريكانى كه مى‏پندارند بهتر است] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد و ميان دو دريا برزخى گذاشت آيا معبودى با خداست [نه] بلكه بيشترشان نمى‏دانند(سورۀ نمل، آيۀ61)

2-زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دل‏انگيز رويانيديم (سورۀ ق، آيۀ7)

3-و كوه‏هاى بلند[مانند لنگر] در آن نهاديم و به شما آبى گوارا نوشانيديم (سورۀ مرسلات، آيۀ27) 

واقعاً خيلي جالبه. نمي دونم علوم امروز به كشف اين مطلب كه از لحاظ فيزيكي كوهها چه نقشي توي تعادل زمين در چرخشهاي وضعي و حركات انتقالي دارند رسيدن يا نه و آيا به اين فكر كردن كه اگر كوهها با شكل كله قنديشان حذف بشن چه اتفاقي توي حركات زمين مي افته؟

كسي جواب اين سؤالو ميدونه؟ 

واقعاً كه آيات فوق و آيۀ زير جاي تأمّل داره:

و [آيا] به كوه‏ها [نمي نگرند] كه چگونه برپا داشته شده؟ (سورۀ غاشيه، آيۀ 19)

ادامه دارد...

 

 

 

ادامه مطلب
جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - رهدوست

   صداي حيوانات   

به نام او 

دوستان،

با عرض سلام مجدد (و پوزش از چند ماه تأخير در آپ ديت)

ضمن تبريك فرا رسيدن سال 86 مي خوام مطلبي رو كه سفر نوروزيم به خاطرم انداخت براتون بگم.  توي اين سفر من به يكي از مكانهاي طبيعي جنوب غربي كشور رفته بودم و يكي از بهترين خاطراتم تماشاي يك گله بز از نزديك بود! احساس مي كردم اونا با هر "مع مع" دارن حرفي رو ميزنن. بنابراين سعي كردم خوب گوش كنم. عجب لذتي داشت.

ياد جمله اي افتادم كه چندي پيش از قول يكي از ارواح بزرگ عصر حاضر، توي كتاب "تأثير حيوانات بر سرنوشت ما" خونده بودم :

"در صداي حيوانات، در زوزۀ گرگها، غرش شيرها، آواز پرندگان، فرياد قوها، شيهۀ اسب ها، نعرۀ ببرها و جيغ عقابها نامهايي پنهاني از خداوند نهفته است كه اگر به دقت شنيده شوند، معلوم مي شوند."

 

منبع: كتاب تأثير حيوانات بر سرنوشت ما، نوشتۀ تد اندروز و ترجمۀ مريم امام وردي، نشر ياهو، 1383

 خوب كه فكر كردم ديدم يه جورايي قبلاً با يادآوري دوستي، ذكر نام او (خداي واحد) در صداي چند تا حيوون برام مشخص و واضح شد. مثل:

صداي مرغ حق (پرنده اي شبيه جغد):  هو هو ( كه "هو" از اسماء خداوند است و شايد وجه تسميۀ اين حيوان نيز به اين دليل باشد)

صداي زوزۀ گرگ: او او ( كه "او" از اسماء خداوند و ترجمۀ هو است و هنگام زوزه هم سر گرگ رو به آسمان است)

 راستشو بخوايد الان كنجكاو شدم كه به صداي حيوانات ديگه هم خوب گوش كنم و در حد توان و آگاهي كمم بتونم راز و رمزي از نام اونو تو صداشون پيدا كنم.

براي شروع اين منظور گشتي تو اينترنت زدم و از طريق برخ سايتها مثل http://iranianuk.com/article.php?id=9292 سعي كردم به صداي بعض ديگه از حيوانات مثل شيهۀ اسب گوش كنم و در اين مرحله احساس كردم شيهۀ اون هم شبيه "هيو" بود كه از نامهاي خداست و در مكتب اكنكار آمده.

در نعره ببرها توجه نمودم و کلام "حي يا هو" برايم قابل استماع و دريافت بود.

در جيغ هاي عقاب هم، وزن كلمه "الله" را حس كردم. ادعا ندارم كه حتماً درست كشف كردم و براي امتحان مي تونيد خودتون به اون سايت بريد و در مجاورت نام حيوان مورد نظرتان كلمۀ Listen را كليك كنيد.

ضمناً همونطور كه ميدونيد ما انسانها هم از اين قاعده مستثني نيستيم و چه كافر و چه مؤمن تو هر نفسمون ( مجموعه دم و بازدم) نام اونو ميگيم: "حي يا هو"

خوشحال مي شم  اگه نظرتونو راجع به صداي حيوانات بدونم.

ادامه مطلب
شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٦ - رهدوست

   الهی نامه   

به نام او

 

الهي، چگونه از عهده شكر برآيم كه اين بي نام و نشان را سر و سامان داده اي.

الهي، يك عمر امروز را به فردا بردم؛ توفيقم ده كه حالِ  فردا را به امروز آورم.

 

 

الهي، پرندگان همه يك طرف و مرغ عشق يك طرف؛ گياهان همه يك جهت و گياه عشق يك جهت؛ همه درسها يك جانب و درس عشق يك جانب؛ همه يك سوي و عشق يك سوي.

الهي، از سجده ام شرمسارم و سر از سجده برداشتنم شرمسارتر.

.....

از الهي نامه اثر حسن حسن زاده آملي

 

ادامه مطلب
سه‌شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٥ - رهدوست

   كوير   

به نام تو اي مادر هستي

 خدايا بي قرارم ..........

دلم هواي اون كوير زيبا، با اون سكوتش و با اون آسمون پاكش رو كرده

جاي همه دوستان خالي هفته گذشته به كوير ورامين رفته بودم. نمي دونيد ستاره هاي بيشمار تو دل شب تو سفرۀ آسمون چه چشمك هايي مي زدند.

 

 

عجب طبيعتي!

چرا بعضي ها فكر مي كنن زيبايي فقط در روييدني هاي سبزه؟

باور كنيد اگه طلوع زيباي خورشيد رو از پشت اون كوهها تو كوير و بازتاب قرمز-نارنجي اونو مي ديديد دوست نداشتيد از اونجا دل بكنيد.

الهي كمكمان كن تا تو را در تمام زيبايي هاي خلقت ببينيم.

چقدر نياز مند توجه و مهر توييم............

ادامه مطلب
سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٥ - رهدوست

   احسان به پدر و مادر   

به نام مادر هستی سلام دوستان،

این دفعه یه سؤالی دارم که می خوام نظر شما رو در باره اش بدونم.

 

کتاب آسمانی قرآن و همچنین معلمین الهی نیکی به پدر و مادر را توصیه نموده اند.

سؤال من اینجاست که چه ارتباطی بین نیکی کردن به پدر و مادر با جلب رضایت ایشان است؟

آیا اگر ما کاری کنیم که بر خلاف رضایت پدر و مادر باشد، به آنها بدی کرده ایم و یا بر خلاف توصیۀ قرآن (نیکی به والدین) قدم برداشته ایم؟

آیا می شود به والدین نیکی کرد ولی آنها از تو ناراضی باشند؟

*توجه کنید که این نارضایتی ایشان می تواند به حق و یا نا حق باشد. همچنین نارضایتی اونها می تواند اصلاْ درباره موضوع نیکیهای ما نباشد.

منتظرم نظرتون هستم.

 

ادامه مطلب
جمعه ۱٢ آبان ،۱۳۸٥ - رهدوست

   ريشه های روانی و پيامهای نهفته در بيماريها   

به نام او كه نامش دوا و ذكرش شفاست

 

سلام،

ميگن بعضي بيماريها را ما خودمون واسه خودمون درست مي كنيم. بعضي از درمانگرها هم اعتقاد دارن كه هر بيماري داراي معناي مشخصيه. از نظر اين متخصصين، بيماري، انعكاسي از بينشها و روحيات منفي انسانه.

راستشو بخوايد منم بعضي اوقات كه فكر مي كنم جنبه هايي از اين قضيه رو تو درد و مريضي خودم ميبينم. بنابراين تصميم گرفتم بعضي از شايعترين و معمولترين ناراحتي ها و نارساييها و خلاصه اي از معاني و پيامهاي نهفته در اونها را كه توي يه نشريه معتبر علمي-معنوي خوندم براتون بيارم:

 

درد: نياز به محبّت، احساس گناه (و گناه همواره جوياي مجازات است)

ناراحتي هاي پوستي: اضطراب، ناپاكي مدفون شدۀ گذشته، احساس تهديد

لخته شدن خون: مسدود كردن جريان شادماني

سردردها: خود را بي اعتبار پنداشتن، انتقاد از خود

خستگي (مفرط و مزمن): مقاومت، ملال، بي علاقگي نسبت به كاري كه انجام مي دهيد

فشار خون: مشكل عاطفي دراز مدّتي كه حل نشده

حافظه: ترس، فرار از زندگي، ناتواني براي دفاع از حق خود

تهوّع (عادتي): ترس، نپذيرفتن انديشه يا تجربه اي ( خاص)

ناراحتي هاي تنفّسي: ترس از فرو دادن كامل زندگي، براي خود حق زندگي قايل نشدن

بي خوابي: عدم اعتماد به فريند زندگي

بي اشتهايي: نپذيرفتن خود، نفرت از خود، نفي زندگي خود

اعتيادها: هنگامي كه ندانيم چگونه خود را دوست بداريم، فرار از خود

پر اشتهايي: نياز به حمايت، داوري دربارۀ عواطف

زخم در دهان: دشنام و كلام نكوهيده، سرزنش و ملامت

ديابت: هيچ چيز شيريني به جا نمانده

زخم معده: چه چيز شما را مي خورد

سفيد شدن (زود هنگام) مو: فشار، اعتقاد به فشار

يبوست: در گذشته ماندن، گاه نشانۀ خسّت

گرسنگي مفرط: نفرت مفرط از خود، وحشت و درماندگي

گلو درد: كلام خشمناك را در حلق نگه داشتن

ناراحتي هاي قلب: مشكلات دراز مدّت هيجاني و عاطفي، عدم شادماني

ناراحتي هاي غدد: عدم فعّاليت ذهني، خود را عقب نگه داشتن

عصبي بودن: ترس، تقلّا، شتابزدگي، عدم اعتماد به فرايند زندگي

بيماريهاي مزمن: نپذيرفتن دگرگوني، ترس از آينده، احساس نا امني

 

  منبع: فصلنامه علوم باطني، شمارۀ 7 و 8

 *حيف كه اين نشريه رو بستن امّا سايتش همچنان برقراره: www.oloombateni.org ، منم سعي مي كنم بازم مطالبي از اون رو براتون بنويسم.

 

ادامه مطلب
جمعه ٥ آبان ،۱۳۸٥ - رهدوست